تبلیغات
داستان - باج
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

باج

زن جوان به همراه پسر هفت ساله اش به محل بازی كودكان در پارك آمد و رو به او كرد و گفت:فقط یادت باشه پسرم من20 دقیقه دیگه باید برگردم خونه چون مهمان مهمی دارم...
پسرك قبول كرد و با شادی به طرف محل سرسره و تاب رفت.زن نیز بر روی نیمكتی نشست كه آن طرفش مرد جوانی از چند دقیقه قبل نشسته و نگاهش به دختر پنج ساله اش دوخته شده بود.مرد رو به دخترش كرد و گفت:ملیسا...باید بریم...
دخترك با اشتیقی كودكانه گفت:پنج دقیقه پدر...فقط پنج دقیقه دیگه...
پدر تبسمی كرد و حرفی نزد و پنج دقیقه گذشت كه ملیسا را صدا كرد:دخترم بریم.
دخترك دوباره گفت:پنج دقیقه پدرجان...فقط پنج دقیقه...
پدر دوباره خندید و قبول كرد.
این اتفاق قبل از این كه زن جوان به ساعتش نگاه كند و بفهمد كه 20 دقیقه تمام شده یك بار دیگر بین دختر و پدر تكرار شد.یعنی ملیسا گفت:پدر فقط پنج دقیقه و پدر هم كوتاه آمد و قبول كرد.تا این كه زن لوازم پسرش را جمع كرد و از روی نیمكت بلند شد و به پسرش گفت:دیوید...زمانت تمام شده...بریم.
اما دیوید كه رفتار دختر كوچولو و پدرش را دیده بود گفت:مامان فقط پنج دقیقه دیگه...
اما زن حرفش را قطع كرد و گفت:نه پسرم...تو قول دادی...راه بیفت...
پسرك با بغض از بالای سرسره پایین آمد و در همین حین زن جوان رو به مرد كرد و با لحنی محترمانه اما گلایه آمیز گفت:باجی كه شما به دخترتون دادین داره برای من دردسرساز میشه!
مرد جوان لبخند تلخی زد و گفت:این باج نیست.دو سال قبل در چنین روزی وقتی پسر هشت ساله ام یعنی برادر ملیسا را به پارك آورده بودم و پایان زمان بازی اش فرا رسید هرقدر پسرم به من التماس كرد پدر فقط پنج دقیقه من قبول نكردم و -مثل شما- برای این كه وقت شناسی را به او یاد بدهم با اصرار او را همراه خودم بردم و ...اما بیرون از پارك كه رسیدیم یك ماشین به پسرم زد و او درجا كشته شد...از آن به بعد من به خاطر پنج دقیقه به هیچكس مخصوصا فرزندانم سخت نمی گیرم...
زن در حالی كه اشك در چشمانش جمع شده بود رو به پسرش كه آماده رفتن شده بود گفت:باشه پسرم...می تونی پنج دقیقه دیگه بازی كنی...



نوشته شده توسط :S
دوشنبه 21 شهریور 1390-04:32 ب.ظ
نظرات() 

chocolate
شنبه 15 اردیبهشت 1397 11:50 ب.ظ
What's up to every single one, it's truly a fastidious for me to go to
see this website, it includes valuable Information.
Why is my Achilles tendon burning?
شنبه 1 مهر 1396 09:01 ق.ظ
Hi just wanted to give you a quick heads up and let you know a few of the images aren't loading properly.
I'm not sure why but I think its a linking issue. I've tried it in two different web browsers and both show the same results.
Can you increase your height by stretching?
پنجشنبه 23 شهریور 1396 06:13 ب.ظ
Fine way of describing, and fastidious post to obtain data concerning my
presentation topic, which i am going to deliver in college.
What causes burning pain in Achilles tendon?
سه شنبه 7 شهریور 1396 03:46 ب.ظ
Very nice write-up. I certainly love this website. Continue the good work!
hep c foot pain
چهارشنبه 14 تیر 1396 09:58 ب.ظ
I am so happy to read this. This is the kind of manual that needs to be
given and not the accidental misinformation that is at the other blogs.

Appreciate your sharing this greatest doc.
keenadahmen.jimdo.com
جمعه 22 اردیبهشت 1396 03:16 ب.ظ
Great blog here! Also your website loads up fast! What host are you using?

Can I get your affiliate link to your host? I wish my site loaded up as quickly
as yours lol
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:20 ق.ظ
I every time spent my half an hour to read this weblog's articles or
reviews daily along with a cup of coffee.
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 02:03 ب.ظ
Hi, I read your blogs daily. Your humoristic style is awesome, keep it up!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر